دختران فراری
03 آذر 1395 توسط سيده نجات دريس
ساعت حدود یازده صبح بود، کنار ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم و مقابلم را نگاه می کردم. دو روز پیش که برای انجام کاری حوالی خیابان ولی عصر بودم، اتفاقی افتاد که منجر شد، دوباره به این جا برگردم، ترافیک سنگینی بود، آخر تعطیلات بود و مردم در جنب و جوش، دو روز… بیشتر »